پيامبرعظيم الشان اسلام ميفرمايند:
اي مردم! جانهاي شما در گروي کارهاي شماست. پس جان خود را با طلب آمرزش (از بند) رها سازيد. پشتهاي شما از بار گناهان گران است؛ پس با طول دادن سجدهها آنها را سبک کنيد و بدانيد که خداوند به عزت و جلال خود قسم ياد کرده است که نمازگزاران و سجده کنندگان در اين ماه را عذاب نکند و در روز قيامت آنها را از آتش جهنم نترساند.
اي مردم! هر که در اين ماه مومن روزه داري را افطار دهد ثواب آن برابر آزاد کردن برده و آمرزش گناهان گذشته خواهد بود.
بعضي از اصحاب گفتند که ما توانائي افطار دادن را نداريم. پيامبر فرمودند: "از آتش جهنم، با افطار دادن ولو با نصفهاي از خرما و يا شربتي از آب دور بمانيد همانا اين پاداش کسي است که بر بيشتر از اين توانائي نداشته باشد."
اي مردم! هر که اخلاق خود را در اين ماه خوب کند، در روزي که قدمها بر صراط ميلغزد از آن به راحتي ميگذرد و هر که کار خدمت گزار يا کنيز خود را سبک گرداند خدا در قيامت حساب او را راحت ميکند و هر که در اين ماه شر خود را از مردم باز دارد خداوند در قيامت غضب خود را از او باز ميدارد.
هر که در اين ماه يتيمي را گرامي دارد خداوند او را در قيامت گرامي ميدارد و هر که با خويشاوندان خود ديدار کند (صله ارحام)، خداوند او را از اتصال به رحمت خود در قيامت منقطع نخواهد کرد. هر که در اين ماه سنتي را به پا دارد خداوند براي او برات دوري از آتش جهنم را مينويسد. هر که در اين ماه نماز واجبي بخواند خداوند براي او ثواب هفتاد نماز(ماههاي ديگر) را مينويسد. هر که در اين ماه بر من صلوات بفرستد، خداوند ترازوي اعمالش را براي روزي که ترازوي اعمال سبک است سنگين ميگرداند و کسي که در اين ماه يک آيه از قرآن را بخواند ثواب کسي را دارد که در ماههاي ديگر ختم قرآن کرده باشد.
اي مردم! همانا در اين ماه درهاي بهشت باز است؛ پس از خدا بخواهيد که آنها را بر روي شما نبندد و درهاي جهنم در اين ماه بسته است پس از خدا بخواهيد که آنها را بر روي شما باز نکند. شياطين در اين ماه در زنجيرند پس از خدا بخواهيد که آنها را بر شما مسلط نگرداند.
على عليه السلام مىفرمايد: در اين حال از جا برخاسته و عرض کردم، اى پيامبر خدا! برترين اعمال در اين ماه چيست؟ حضرت فرمود: اى اباالحسن! برترين اعمال در اين ماه پرهيز از محرمات است.
آتشی نمى سوزاند "ابراهیم" را
و دریایى غرق نمی کند "موسى" را
کودکی مادرش او را به دست هاى "نیل" می سپارد
تا برسد به خانه ی فرعونِ تشنه به خونَش
دیگری را برادرانش به چاه مى اندازند
سر از خانه ی عزیز مصر درمی آورد
مکر زلیخا زندانیش می کند ، عاقبت بر تخت ملک می نشیند
از این " قِصَص " قرآنى هنوز هم نیاموختی؟
که اگر همه ی عالم قصد ضرر رساندن به تو را داشته باشند
و خدا نخواهد
نمی توانند
پس
به "تدبیرش" اعتماد کن
به "حکمتش" دل بسپار
به او " توکل " کن
و به سمت او قدمی بردار
تا ده قدم آمدنش به سوى خود را تماشا کنی ........

درس 26
ایه7 و8 سوره زلزال ربنویسید وآنرا به فارسی ترجمه کنید؟فَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ وَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرّاً يَرَهُ
پس هر كس به مقدار ذرّهاى كار نيك كرده باشد همان را ببيند.
و هركس هم وزن ذرهاى كار بد كرده باشد آن را ببيند.
2-از ایه فوق چه نکاتی فهمیده می شود؟
1- در قيامت راه هرگونه انكار بسته است. «يروا اعمالهم»
2- همه مردم در دادگاه عدل الهى يكساناند. «فمن يعمل... فمن يعمل...»
3-- كيفر و پاداش الهى، بر اساس عمل است. «فمن يعمل... فمن يعمل...»
4- عمل هر چه هم كوچك باشد، حساب و كتاب دارد. لذا نه گناهان را كوچك شمريد و نه عبادات را. «مثقال ذرّة»
5-تجسم و ديدن عمل در آن روز خود عذاب يا لذت است. «يره»
در سوره لقمان نيز، لقمان به فرزندش مىفرمايد: اگر به اندازه وزن خردلى عمل نيك يا بد داشته باشى، در دل سنگ يا در اوج آسمان يا در زمين باشد، خداوند در قيامت براى حساب مىآورد. «يا بنىّ انّها اِن تك مثقال حبّة من خردل فتكن فى صخرة او فى السموات او فى الارض يأت بها اللّه»(113)
گواهى و شهادت زمين در قيامت، بيانگر آن است كه در همين حال، زمين آگاهانه كارهاى ما را درك مىكند و در آن روز با فرمان و وحى الهى بازگو مىكند.
جناب آقاى حسان در ديوان خود، آيات سوره زلزال را اين گونه به نظم در آورده است:
اين زمين در آن زمان پر بلا ناگهان چون زلزلت زلزالها
از درونش اخرجت اثقالها با تعجب قال الانسان مالها
مردگان خيزند بر پا كلّهم تا همه مردم يروا اعمالهم
هر كه آرد ذرّةً خيراً يره يا كه آرد ذرّةً شرّاً يره
آن زمان خورشيد تابان كوّرت كوههاى سخت و سنگين سُيّرت
آبها در كام دريا سجّرت آتش دوزخ به شدت سعّرت
چون در آن هنگام جنّت ازلفت خود بداند هركسى ما احضرت
3-لفیف چیست مثال بزنید؟لفیف فعل معتلی است که دو حرف اصلی آن از حرف عله باشد
که اگر دو حرف ان کنار هم باشدمقرون در غیر اینصورتمفروق مانند کوی کویا کویت
درس 25
ایه 12 سوره حجرات را بنویسید وان را ترجمه کنید؟«لا یَغتَب بَعضکم بعضاً اَیُحب اَحَدکم اَن یَأکل لَحم اَخیهِ مَیتاً فَکرهتموه بعضی از شما غیبت بعضی دیگر را نکنید ایا کسی دوست داردکه گوشت برادر مرده اش رابخورد پس از ان کراهت دارید
2-غیبت به چه معنی است وچه زیانی به جامعه می رساند؟عبارت است از اینکه در غیاب کسی عیبی از او بگوئی
1-اجزای جامعه را فاسد میکند
2-بلای جامعه سوز است
3-امام کاظم ملعون است کسی که به برادرش بهتان بزند
4-انسانها را سست و سرد مىکند
5-و منشأ گناهان دیگر مىگردد
6-از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) روایت شده است:
هل تدرون ما الغیبة؟ قالوا: الله و رسوله اعلم قال: ذکرک اخاک بما یکره. قیل أرأیت ان کان فى اخى ما اقول؟ قال: ان کان فیه ما تقول فقد اغتبته و ان لم یکن فیه فقد بهته. (1)
پیامبر پرسیدند: آیا مىدانید غیبت چیست؟ پاسخ دادند: خدا و رسولش داناترند. فرمودند: یاد کردن برادرت (در نزد کسی یا کسانی) نسبت به چیزی که اگر بفهمد ناراحت میشود
پرسیده شد: حتى اگر آن چه مىگویم در برادرم باشد باز هم غیبت است؟ فرمودند: اگر آن چه مىگویى در او باشد غیبتش را کردهاى و اگر در او نباشد بهتان زدهاى.
7-از امام کاظم (علیه السلام) روایتى نقل شده است که حدود غیبت را روشن مىفرماید:
«مَن ذَکرَ رَجُلا مِن خَلفِهِ بما هُو فِیه مِمّا عُرفه الناس لَم یَغتَبه و مَن ذَکره مِن خَلفِهِ بما هو فیه مِما لا یَعرفهُ الناس اَغتابهِ، و مَن ذَکره بِما لَیس فیه فَقد بُهته.» (2)
کسى که دیگرى را در غیابش به عیبى که مردم از آن باخبرند یاد کند، غیبت او را نکرده است و کسى که دیگرى را در غیابش به عیبى یاد کند که مردم از آن بىخبرند، غیبت او را کرده است و کسى که او را به عیبى که در او نیست یاد کند به او بهتان زده است.
8-در هر حال یکی از اخلاق عالی اسلامی پوشاندن عیب دیگران است.
9-برترین عیب پوشیها همراه با نصیحت و ارشاد به خوبیهاست.
هر عملی که از انسان سر میزند اثرات خاص خود را بر نفس و جامعهاش میگذارد. غیبت نیز از این قاعده مستثنی نیست.
10بر رابطه غیبت کننده با غیبت شوندگان تأثیر منفى مىگذارد.
11 کسى که از او غیبت شده است وقتى آگاه شود که در مجلسى از او به زشتى یا بدى یاد شده است از غیبت کننده ناخرسند مىشود و او را مسئول خدشهدار شدن وجهه و آبرویش مىداند.
12 غیبت کننده با تعرض به آبروى دیگرى او را از موقیعت اجتماعىاش ساقط مىکند
13کسانى که شنونده غیبت هستند همواره این احتمال را مىدهند که غیبت کننده در غیاب آنان نیز از عیوبشان سخن گوید.
14در صورتى که غیبت زیاد صورت گیرد محیط اجتماع امنیت خود را از دست مىدهد و آبروى انسانها در خطر مىافتد.
15. غیبت از جمله گناهانى است که محیط را براى ایجاد همدلى، نامناسب مىکند و رسیدن به اهداف اجتماعى را دشوار مىسازد.
16در صورتى که غیبت کننده از زشتىهاى اخلاقى دیگران یاد کند، در واقع آنها را رواج مىدهد، قبح آنها را از دلها مىریزد و محیط را از نظر اخلاقى آلوده مىکند.
آوردهاند، شیوع پیدا کند، براى آنان عذابى پُر درد خواهد بود.»
16- اثر دیگر غیبت در رابطه انسان با خداست. کسى که غیبت مىکند از فرمان خدا سرپیچى کرده است و کیفر الهى در انتظار اوست و آخرتى ناخوشایند خواهد داشت؛ زیرا نیکىهاى او همه به آتش این عمل مىسوزد.
کسى که غیبت مىکند از فرمان خدا سرپیچى کرده است و کیفر الهى در انتظار اوست و آخرتى ناخوشایند خواهد داشت؛ زیرا نیکىهاى او همه به آتش این عمل مىسوزد.
17امام صادق(علیه السلام) فرمودند:
«الغیبة حرام على کل مسلم و انها لتأکل الحسنات کما تأکل النار الحطب؛ غیبت بر هر مسلمانى حرام است و هر آینه نیکىها را مىسوزاند چنان که آتش هیزم را مىسوزاند.»
دشوارى کار غیبت کننده از آن روست که جبران گناهش وابسته به رضایت کسانى است که غیبت آنها را کرده است.
18پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) فرمودند:
«مَن اَغتاب مُسلماً او مُسلمة لَم یقبل الله صلاته ولا صیامه اربعین یوماً و لیلة الا ان یغفر به صاحبه؛ کسى که غیبت زن و مرد مسلمانى را کند خداوند نماز و روزه او را تا چهل روز و شب نمىپذیرد، مگر آن که برادرش او را ببخشاید.»
اگر غیبت کننده موفق به توبه شود و غیبت شونده از حق خود بگذرد، خداوند او را خواهد بخشید؛ ولى گناه غیبت چنان بزرگ است که خداوند به حضرت موسى (علیه السلام) وحى فرمود که اگر غیبت کننده توبه کند آخرین کسى است که به بهشت وارد مىشود و اگر توبه نکند اولین کس خواهد بود که به درون آتش جهنم مىرود.
3-حروف عله را نام ببرید؟واو –یا—الف منقلب مانند وعده –قول—غصی
4- انواع معتل را بنویسید؟-1- مثال مانندوعده 2- اجوف مانند قال -3-ناقص مانند رضی
تولد حضرت عباس بر شما مبارک
ولادت و رشــد
پـيـش از پـرداخـتـن بـه ولادت و رشـد ابوالفضل العباس ( عليه السّلام ) به اختصار از دودمـان تـابـنـاك ايـشان كه در ساخت شخصيت و سلوك درخشان و زندگى سراسر حماسه ايشان اثرى ژرف داشتند، سخن مى گوييم .
دودمان درخشان
حـَسـَب و نـَسـَبـى والاتـر و درخـشانتر از نسب حضرت ، در دنياى حسب و نسب وجود ندارد. عباس از بطن خاندان علوى برخاسته است ، يكى از والاترين و شريفترين خاندانهايى كه بـشـريـت در طـول تـاريـخ خـود شـناخته است ، خاندانى تناور و ريشه دار در بزرگى و شرافت كه با قربانى دادن در راه نيكى و سودرسانى به مردم ، دنياى عربى و اسلامى را يـارى كـرد و الگوهايى از فضيلت و شرف براى همگان بجا گذاشت و زندگى عامه را بـا روح تقوا و ايمان منوّر ساخت . در اين جا اشاره اى كوتاه به ريشه هاى گرانقدرى كه ((قمر بنى هاشم )) و ((افتخار عدنان )) از آنها بوجود آمد، مى كنيم .
پـدر
پـدر بـزرگـوار حـضـرت عـبـاس ( عـليـه السـّلام ) امـيـرالمـؤ مـنـيـن ، وصـىّ رسـول خـدا( صـلّى اللّه عـليـه و آله ) در مـديـنـه عـلم نـبـوت ، اوليـن ايـمـان آورنـده بـه پـروردگـار و مـصدق رسولش ، همسر دخت پيامبرش ، همپايه ((هارون )) براى ((موسى )) نـزد حـضـرت خـتـمـى مـرتـبـت ، قـهرمان اسلام و نخستين مدافع كلمه توحيد است كه براى گسترش رسالت اسلامى و تحقق اهداف بزرگ آن با نزديكان و بيگانگان جنگيد.
تـمـام فـضـيـلتـهـاى دنـيـا در بـرابـر عـظـمـت او نـاچـيـزنـد و در فـضـيـلت و عمل ، كسى را ياراى رقابت با او نيست . مسلمانان به اجماع او را پس از پيامبراكرم ( صلّى اللّه عـليـه و آله ) داناترين ، فقيه ترين و فرزانه ترين كس مى دانند. آوازه بزرگيش در همه جهان پيچيده است و ديگر نيازى به تعريف و توصيف ندارد.
عـبـاس را هـمـيـن سرافرازى و سربلندى بس كه برخاسته از درخت امامت و برادر دو سبط پيامبر اكرم ( صلّى اللّه عليه و آله ) است .
مادر
مادر گرامى و بزرگوار ابوالفضل العباس ( عليه السّلام ) بانوى پاك ، ((فاطمه دخت حـزام بـن خالد)) است . ((حزام )) از استوانه هاى شرافت در ميان عرب به شمار مى رفت و در بـخـشـش ، مـهمان نوازى ، دلاورى و رادمردى مشهور بود. خاندان اين بانو از خاندانهاى ريـشـه دار و جـليـل القدر بود كه به دليرى و دستگيرى معروف بودند. گروهى از اين خاندان به شجاعت و بزرگ منشى ، نامى شدند، از جمله :
میلاد امام سجاد (ع) برشما مبارک
| حضرت امام زين العابدين عليه السلام |
| نام : على (چهارمين امام كه به امر خداوند تعيين شده است ) كنيه : ابوالحسن ثانى ، ابومحمد لقب : سجاد، سيدالعابدين ، سيدالساجدين و زين العابدينپدر : حضرت حسين بن على (ع ) مادر : شهربانو دختر يزدگرد، نام اولش جهانشاه و بقولى شاه زنان تاريخ ولادت : روز جمعه پنجم شعبان ، سال 38 هجرى مكان ولادت : مدينه مدت عمر : 57 سال علت شهادت : آورده اند: هشام بن عبد الملك از خلفاى ستمگر بنى اميه به مكه رفت و از كثرت ازدحام نتوانست حجرالاسود را لمس كند در گوشه اى برايش سايبانى زدند كه ناگهان امام سجاد را ديد كه مردم براى ايشان راه باز مى كنند، وى با خشم و تكبر پرسيد او كيست فرزدق كه حاضر بود شعر معروف خود در مدح امام را خواند، هشام كه به خشم آمده بود، دستور داد تا فرزدق را زندانى كنند و سپس امام (ع ) را مسموم كرد. قاتل : هشام بن عبد الملك زمان شهادت : شنبه 12 محرم ، سال 95 هجرى مكان شهادت و دفن : در منزل خود در مدينه به شهادت رسيدند و در قبرستان بقيع به خاك سپرده شدند. |
روز پاسدار ومیلاد امام حسین (ع) برشما مبارک
| حضرت امام حسين عليه السلام |
| نام : حسين (سومين امام كه به امر خداوند تعيين شده است ) كنيه :ابو عبد اللّه لقب : خامس آل عبا، سبط، شهيد، وفى ، زكىپدر : حضرت على بن ابى طالب (ع ) مادر: حضرت فاطمه (س ) تاريخ ولادت : شنبه سوم شعبان ، سال چهارم هجرى مكان ولادت : مدينه مدت عمر : 57 سال علت شهادت : پس از روى كار آمدن يزيد، امام كه او را نالايق ميدانست تن به ذلت بيعت و سازش با او را نداد و براى افشاى او به فرمان خدا از مدينه به مكه و سپس به طرف كوفه و كربلا حركت كردند و همراه با ياران خود با لب تشنه توسط دشمنان اسلام شهيد شدند. قاتل : صالح بن وهب مزنى ، سنان بن انس و شمر بن ذى الجوشن ، (لعنت خدا بر آنها) زمان شهادت : جمعه دهم محرم ، سال 61 هجرى مكان شهادت و دفن : كربلا |
خدايا!
مرا چشمي ده كه فقط گريان تو باشد
و سينه اي كه فقط سوزان تو.
به من نگاهي ده كه جز روي تو نتواند ديد
و گوشي كه جز صداي تو نتواند شنيد.
به ياد علمدر نينوا






لقب : سجاد، سيدالعابدين ، سيدالساجدين و زين العابدين
لقب : خامس آل عبا، سبط، شهيد، وفى ، زكى