31سال پيش وقتي ارتش صدام با گستاخي از مرزهاي ايران عبور كرد، همين شهرهاي كرمانشاه (قصرشيرين، سرپل ذهاب، گيلان غرب و ...) تبديل به خط مقدم مقاومت و دفاع مقدس شدند. آن روز استان كرمانشاه مانند ديگر استان هاي مرزي ما، مظلوم واقع شد اما مردمان غيور آن پا پس نكشيدند و پهلواني را با جان خويش معنا كردند. 30 سال پس از آن يورش بي رحمانه اما ناكام، كرمانشاه ديگر خط مقدم مقاومت نيست چرا كه خط مقدم اكنون به خيابان هاي قاهره و بيروت و غزه و بغداد و صنعا و منامه منتقل شده است. و امروز تنها مردم ايران نيستند كه پنجه در پنجه مستكبران و طاغوت هاي سرسپرده انداخته اند بلكه ملت هاي مسلمان مصر و لبنان و فلسطين و يمن و بحرين و عراق نيز در اين مقاومت اسلامي وارد شده اند. با اين حال كرمانشاهي هاي خونگرم و غيور، جزو «السابقون» مجاهدت و مقاومت هستند و هر جا- مثل ديروز- كه مجال عرض اندام پديد آيد، هيبت پهلواني و شكوه پايمردي را به تماشا مي گذارند. گل از گل كرمانشاهي ها شكفت، آن هنگام كه مقتدا و مولايشان قدم بر اين سرزمين پاك نهاد. صداي اين ديدار شوق آفرين و طرب انگيز، حتما تا دوردست دنيا خواهد رفت و در ذهن هاي كنجكاو مشتاق دانستن، جاي بيشتري براي اين علامت سؤال خواهد گشود كه چرا در طوفان تقابل ملت ها و حاكمان در جهان، پيوندي چنين عميق و عاطفي ميان مردم و رهبري ايران برقرار است؟