ای دل! پریشان حالم. آشفته و غمگین. سرگشته و حیران.
نمی دانم از تنها یی اش بگریم، مویه کنم و سر برتربتش نهم
یا بر مظلومیتش اشک بریزم. بر تشنگی یارانش به عزا بنشینم
یا بر گلوی زخم خورده فرزندش! - فریاد از این همه ماتم و عزا.
+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم آذر ۱۳۹۰ ساعت ۴:۴۵ ب.ظ توسط رضا
|
